برگزاري مسابقه كتابخواني نماز از کتاب خانه بهشتی نوشته محمد داودي در کتابخانه عمومی امیرکبیر شهرکرد

برگزاري مسابقه كتابخواني نماز از کتاب خانه بهشتی نوشته محمد داودي در کتابخانه عمومی امیرکبیر شهرکرد. علاقه مندان می تولنند جهت دریافت فرم های شرکت در مسابقه به کتابخانه مراجعه نمایند.

 

ادامه نوشته

۱۰ توصیه رهبر معظم انقلاب درباره آداب نماز

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)۱۰ توصیه رهبر معظم انقلاب درباره آداب نماز» را منتشر کرد.

   

 

به گزارش ایسنا، یکی از توصیه های رهبر معظم انقلاب به جوانان در سال های متمادی تقویت ارتباط با خدا و انس با نماز و معنویت بوده است که پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، برخی توصیه ها در گزیده بیانات ایشان در این باره را مرور کرده است که به شرح ذیل می باشد:

۱٫ برای حضور قلب در نماز تمرین کنیم

نماز قالبی دارد و مضمونی؛ جسمی دارد و روحی. مواظب باشیم جسم نماز از روح نماز خالی نماند. نمی گوییم جسم بیروح نماز هیچ اثری ندارد؛ چرا، بالاخره یک اثرکی دارد؛ اما آن نمازی که اسلام و قرآن و شرع و پیغمبر و ائمه (ع) این همه روی آن تأکید کردند، نمازی است که جسم و روحش هر دو کامل باشد. این جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، رکوع دارد، سجود دارد، به خاک افتادن دارد، دست بلند کردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. این تنوع برای پوشش دادن به همه آن نیازهائی است که به وسیله نماز بایستی برآورده شود که هر کدام رازی در جای خود دارد و مجموعه اینها، قالب و شکل نماز را به وجود می آورد. این شکل خیلی مهم است، لیکن روح این نماز توجه است؛ توجه. بدانیم چه کار داریم می کنیم. نماز بیتوجه - همان طور که عرض کردم - اثرش کم است. ۲۹/۸/ ۱۳۸۷

انسان نماز را خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد. حضور قلب یعنی انسان از آنچه که می گوید و آنچه که در ذهنش می گذرد و بر زبانش جاری می شود، غافل نباشد؛ اینجور نباشد که نفهمد. مثلاً من که حالا دارم با شما حرف میزنم، خب، شما مخاطبید. انسان توجه دارد که یک مخاطبی دارد و دارد گوش می کند و دارد حرف میزند. در نماز هم همین جور باشد؛ یک مخاطبی داشته باشیم، با او حرف بزنیم. من حتّی عرض می کنم اگر کسی معنای نماز را هم نداند، اصلاً هیچ نداند معنای این عبارات چیست، اما همین قدر بداند دارد با یکی حرف میزند، دارد با خدا حرف میزند، این قضیه انسان را نزدیک می کند - «قربان کلّ تقیّ»- این خودش مقرب است؛ تا اینکه حالا مثل ماها که معنایش را می دانیم و تفسیرش را می دانیم و چندین کتاب درباره اش خوانده ایم، اما وقتی که نماز می خوانیم، بالمرّه یادمان میرود که چه کار داریم می کنیم.۲۳ /۰۱/ ۱۳۹۰

حضور قلب و توجه، کاری است که به تمرین احتیاج دارد. کسانی که این کارها را کرده اند و بلدند، به ما یاد میدهند که انسان باید در حال نماز، خود را در حضور یک مخاطب عالیشأن و عالی مقام که خالق هستی است و مالک همه وجود انسان است، احساس کند. هر مقدار از نماز که توانست این حالت را داشته باشد، به تعبیر روایات این نماز، نمازِ مقبول است و آن خاصیت و اثر را خواهد بخشید و دیگر آثار نماز - که نمی شود آثار نماز را در چند جمله یا در چند فقره کوتاه خلاصه کرد - بر این مترتب می شود. ۲۷ /۶/ ۱۳۸۵

۲. معنای کلمات نماز را بدانیم

همه آحاد نمازگزار باید سعی کنند که نماز را با توجه به معانی کلمات بخوانند، یعنی در نماز با خدای عزیز و رحیم سخن بگویند. این است آن سرچشمه فیضی که جان نمازگزار را سیراب می کند. البته این حقیقت نباید دستاویزی برای نفس بهانه گیر باشد که اگر توفیق چنین توجه و حضوری نیافت، نماز را ترک کنند. نماز در هر صورت واجب و فریضه است و تارکِ نماز بزرگترین فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست می دهد.

لازم است دست اندرکاران، اوراقی شامل ترجمه نماز در همه سطوح، فراهم و میلیونها نسخه از آن را در همه جا منتشر کنند. به هر کسی باید این امکان را بدهید که معانی کلمات نماز را بفهمد. ۱۸ /۶/ ۱۳۷۷

البته کسانی که عربی نخوانده اند و معنای این جملات را نمی دانند، اگر در حال نماز همین اندازه توجه پیدا کنند که با خدا حرف می زنند و به یاد خدا باشند، این هم بهره خوبی است؛ ولی سعی کنید که معنای نماز را بدانید. یاد گرفتن معنای نماز، کار خیلی آسانی است؛ خیلی زود می توانید ترجمه این چند جمله را یاد بگیرید. نماز را با توجه به معنای آن بخوانید. این نماز است که «قربان کلّ تقیّ» خواهد بود. نمازْ نزدیک کننده انسان به خداست اما نزدیک کننده انسان باتقوا.

۶ /۲/ ۱۳۶۹

۳. مستحبات نماز، حضور قلب را افزایش می دهد

در روایات برای حالات مختلف نماز یک خصوصیاتی را گذاشتند؛ واجب نیست، مستحب است. در وقت ایستادن به کجا نگاه کنید؛ در وقت سجده کردن به کجا نگاه کنید؛ در وقت رکوع، بعضی از روایات دارد، چشمتان را ببندید؛ بعضی روایات دارد به جلو نگاه کنید؛ این خصوصیات همه کمک می کند به آن حالت حضور و توجهی که برای انسان لازم است.

۲۹ /۸/ ۱۳۸۷

۴. نماز را با اخلاص بجا آورید نه از روی ریا

نمازی که انسان می خواند، اگر به قصد تقرب به خدا بخواند، توجهش به خدا باشد، با اخلاص نماز بخواند، این بالاترین عبادتهاست؛ اگر همین نماز را برای ریا بخواند، این نماز میشود معصیت و خود آن نماز، می شود گناه. ریا، گناه کبیره است؛ مصداقش هم می شود همان نمازی که از روی ریا خوانده شد. ۵/۶/۱۳۸۷

۵. مراقب باشیم نماز بی توجه قساوت قلب می آورد

رحمت خدا بر مرحوم شیخ محمد بهاری که در یکی از نوشته هایشان می گویند که دعا و ذکر و شاید نماز، وقتی بی توجه تکرار می شود، قساوت می آورد! نماز می خوانیم، نمازِ مایه قساوت. چرا؟ چون در حال نماز حضور قلب نداریم، توجه نداریم. پس این نماز یا با توجه است، که مایه رقت و قرب و لطافت و صفاست؛ یا نمازِ بی توجه است، که آن وقت به گفته ی ایشان مایه ی قساوت قلب است. ۱۵ /۸/ ۱۳۸۷

۶. در جوانی خود را به خوب نماز خواندن عادت دهید

جوان ها اگر از حالا عادت کنند به نماز خوب، وقتی به سن ماها رسیدند، نماز خوب خواندن برایشان دیگر مشکل نیست. در سنین ما آدمی که عادت نکرده باشد به نماز خوب، نماز خوب خواندن ممکن است، اما مشکل است. برای آنکه از جوانی عادت کرده به اینکه خوب نماز بخواند؛ یعنی نماز با توجه - نماز خوب معنایش نماز با صدای خوش و قرائت خوب نیست؛ یعنی نمازِ با توجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند - آن وقت این سجیه او میشود و دیگر برایش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همینجور خوب نماز میخواند. ۲۹ /۸/ ۱۳۸۷

۷. نباید نماز را سبک بشماریم

امام صادق (ع) در بیماریِ رحلت به وصیّ شان می فرمایند که: «لیس منّی من استخفّ بالصّلوه»؛ از ما نیست کسی که نماز را سبک بشمارد. استخفاف یعنی سبک شمردن، کم اهمیت شمردن. حالا این نمازِ با همه این خصوصیات، با همه این فضائل، چقدر از انسان وقت می گیرد؟ نماز واجب ما - این هفده رکعت - اگر انسان بخواهد با دقت و با قدری ملاحظه بخواند، فرض کنید سی و چهار دقیقه وقت میگیرد، والّا کمتر وقت خواهد گرفت. ما گاهی اوقات میشود که پای تلویزیون در انتظار برنامه ای که مورد علاقه ماست نشسته ایم و قبل از آن، دائم تبلیغات، تبلیغات، تبلیغات - بیست دقیقه، پانزده دقیقه - که هیچ کدام هم به درد ما نمی خورد، می نشینیم گوش می کنیم و بیست دقیقه وقتمان را از دست می دهیم، برای خاطر آن برنامه ای که می خواهیم. بیست دقیقه های زندگی ما اینجوری است. منتظر تاکسی می شویم، منتظر اتوبوس می شویم، منتظر رفیقمان می شویم که بیاید جائی برویم، منتظر استاد می شویم که سر کلاس دیر کرده، منتظر منبری می شویم که دیر به مجلس رسیده؛ همه اینها - ده دقیقه، پانزده دقیقه، بیست دقیقه - به هدر میرود. خوب، این بیست دقیقه و بیست و پنج دقیقه و سی دقیقه را برای نماز - این عمل راقی، این عمل بزرگ - مصرف کردن مگر چقدر اهمیت دارد. ۲۹ /۸/ ۱۳۸۷

۸. نماز را اول وقت بخوانید

کار درست و نیک را باید هر چه زودتر انجام بدهیم؛ مثل عبادات، مثل نمازِ اولِ وقت و مثل بقیه ی کارهایی که موقت است، هر چه انسان آن کار را در لحظات اول و نزدیکتر به آن لحظات اول انجام بدهد، این فضیلت بیشتری دارد؛ چون انسان احساس می کند تکلیف را انجام داد و در تأخیر آفاتی هست؛ انسان خود را از آن آفات برکنار می دارد. ۲۴ /۹/ ۱۳۸۵

 

مؤمن هیچ کار خیری را هم از روی خجالت و حیا ترک نمی کند. به بعضی ها می گویند: آقا! چرا فلان جا نماز یا نافله یا نماز اوّل وقتتان را نخواندید؟ می گویند خجالت کشیدیم! نه؛ از روی حیا، هیچ کار نیکی را ترک نکنید. خواهند گفت متظاهر است؟ بگویند. خواهند گفت خودشیرینی میکند؟ بگویند. اگر حرفی حقّ است و اگر کاری خوب است، آن را به خاطر ملاحظه دیگران ترک نکنید. ۸ /۵/ ۱۳۷۸

 

کار کردن در یک کارگاه علمی، کارگاه آموزشی، مرکز تحقیقات، فلان کلاس درس و فلان دانشگاه، هیچ منافاتی با این ندارد که انسان نمازش را اول وقت، با توجه و با احساس حضور در مقابل خداوند بجا آورد. این، دل شما را شستشو میدهد. شماها جوانید و دلهای شما نورانی است. ۲۵ /۶/ ۱۳۸۵

 

در محیط دانشجوییِ جوان، پرداختن به معارف دینی، پرداختن به الگوهای دینی، توسلات به پروردگار، توسلات به ائمه (ع)، خواندن دعای عرفه، برگزاری مراسم اعتکاف و خواندن نماز جماعت، بسیار خوب است. البته این را هم عرض بکنم؛ در مراسم مذهبی به روح مراسم توجه کنید؛ فقط صورت سازی نباشد؛ انسان شعری بخواند، اشکی بگیرد یا بریزد. روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنویت، پاکیزه کردن و پیراستن روح، و پالایش کردن ذهن از وسوسه ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانید. تحجر بد است؛ فکر نکردن در لایه های زیرین ظواهر، عیب بزرگی است؛ مواظب باشید به این عیب دچار نشوید. ۱۹ /۲/ ۱۳۸۴

۹. نماز را به جماعت و در مسجد بخوانید

نشانه ی دیگر حق گزاری نماز، آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت است، و این به معنای بروز برکات نماز در سطح همکاری و همدلی اجتماعی است. بیشک این فریضه نیز با همه ی اتکالش به عامل درونی یعنی توجه و ذکر و حضور، همچون دیگر واجبات دینی، ناظر به همه ی عرصه زندگی انسان است و نه به بخشی از آن یعنی زندگی فردی و شخصی هر کس. و آن جا که پای فعالیّت و نشاط دستجمعی افراد جامعه به میان میآید، نماز همچون گرم ترین و پرشورترین عبادت دستجمعی، نقش بزرگی را بر عهده میگیرد. مظهر این خصوصیت، همین نمازهای جماعت پنجگانه و نماز جمعه و نمازهای عید است.

۱۰ /۶ /۱۳۷۳

کیفیت یافتن نماز بدین معنی است که نماز، با حال و حضور ادا شود؛ نمازگزار به نماز با چشمِ «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد. ۱۳ /۶/ ۱۳۹۲

۱۰. تا می توانید نافله بخوانید!

توصیه مؤکد اینجانب به همه بویژه جوانان آن است که خود را با نماز مأنوس و از آن بهره مند سازند. یعنی این که نماز را با توجه به معنی و با احساس حضور در محضر پروردگار متعال جلت عظمته ، به جای آورند و این کار را با تمرین ، بر خود هموار و آسان سازند و تا بتوانند نوافل ، مخصوصا نافله ی نمازهای صبح و مغرب را نیز ادا کنند. و اگر هنوز در میان کسان و نزدیکان و دوستان آنان ، کسی هست که خود را از فیض نماز محروم کرده باشد، او را از این گناه بزرگ و خسارت عظیم بازدارند و این کار را با زبان خوش و رفتار حکیمانه انجام دهند، البته پدران و مادران نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصا نوجوانان ، مسؤولیت بیشتری دارند.

۱۴ /۶/ ۱۳۷۴
انتهای پیام

اسرار نماز

نماز وسیله تقرب به خدا 
قال على - علیه السلام -:الصلوه قربان كل تقى ؛ 
نماز خواندن وسیله نزدیكى به خدا است براى هر شخص پرهیزكار. 
(میزان الحكمه ، ج 5، ص 367.بحارالانوار، ج 10، ص 99. من لایحضره الفقیه ، ج 1، ص 56، ح 16) 
نماز، شست و شو در چشمه زلال 
قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:مثل الصلوات الخمس كمثل نهر جار عذب على باب احدكم یغتسل فیه كل یوم خمس مرات فما یبقى ذلك من الدنس ؛ 
نمازهاى پنج گانه به نهر جارى گوارایى مى مانند كه بر در خانه هایتان روان است و هر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو مى دهید، دیگر هیچ پلیدى باقى نمى ماند. 
(كنز العمال ، ج 7، ص 291، حدیث 18931) 
نماز وسیله نجات 
قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:خمس صلوات ، من حافظ علیهن كانت له نورا و برهانا و نجاه یوم القیامه ؛ 
كسى كه بر نمازهاى پنج گانه محافظت و مراقبت نماید، این نمازها براى او در قیامت نور و وسیله نجات خواهد بود. 
(كنزالعمال ، ج 7، حدیث 18862) 
نگاه شیطان بر نمازگزار 
قال على - علیه السلام -:اذا قام الرجل الى الصلاه اقبل الیه ابلیس ینظر الیه حسدا لما یرى من رحمه الله التى تغشاه ؛ 
هنگامى كه كسى به نماز بر مى خیزد، شیطان مى آید و به نظر حسادت به او نگاه مى كند، زیرا مى بیند كه رحمت خدا او را فرا گرفته است . 
(بحارالانوار، ج 82، ص 207) 
بركات نماز 
قال على - علیه السلام -:ان الانسان اذا كان فى الصلاه ، فان جسده و ثیابه و كل شى ءحوله یسبح ؛ 
هنگامى كه انسان در حال نماز است ، اندام و جامه او و هر چه پیرامون اوست ، خدا را تسبیح مى گویند. 
(میزان الحكمه ، ج 5، ص 377 .بحارالانوار، ج 82، ص 213.علل الشرایع ، ج 1، ص 237) 
سیاه شدن چهره شیطان 
قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الصلوه تسود وجه الشیطان ؛ 
نماز چهره شیطان را سیاه مى كند. 
(نهج الفصاحه ، ص 396) 
نماز، دژ محكم در مقابل شیطان 
قال على - علیه السلام -:الصلوه حصن من سطوات الشیطان ؛ 
نماز قلعه و دژ محكمى است كه نمازگزار را از حملات شیطان نگاه مى دارد. 
(غررالحكم ، ص 56، میزان الحكمه ، ج 5، ص 367) 
بهره مندى اموات از نماز 
قال الصادق - علیه السلام -:ان الصلوه و الصوم و الصدقه و الحج و العمره و كل عمل صالح ینفع المیت حتى ان المیت لیكون فى ضیق فیوسع علیه و یقال : هذا بعمل ابنك فلان او بعمل اخیك فلان اخوه فى الدین ؛ 
نماز، روزه ، صدقه ، حج ، عمره ، و نیز هر عمل صالحى براى میت سود دارد، حتى اگر میت در تنگنا هم باشد، به واسطه این اعمال ، گشایشى براى او به عمل مى آید و به وى مى گویند: این گشایش به خاطر عملى است كه پسر تو فلانى یا برادر دینى تو فلانى به جا آورده است . 
(بحارالانوار، ج 85، ص 312) 

ادامه نوشته

نماز و وقت شناسی

سبحان الله حین تمسون و حین تصبحون. 
و له الحمد فی السّموات و الارض و عشیّاً و حین تظهرون. 
منزه است خداوند به هنگامی كه شام می‌كنید و صبح می‌كنید. 
و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و تسبیح و تنزیه برای اوست به هنگام عصر و هنگامی كه ظهر می‌كنید. 
«روم ، 17» 
از این كه خداوند برای تسبیح اوقات مذكور را مخصوصاً یاد نموده برای آن است كه اوقات تجدید نعمت پروردگار بوده و نعمتی چون روز تمام گشته و با غروب آفتاب شب كه زمان آسایش است سر رسیده و بر اساس وقتی كه مؤمنین از دنیا فارق شده و در‌ آخرت وارد بهشت پروردگار می‌شوند به هنگام این انتقال حمد پروردگار و تسبیح او می‌نمایند (و آخر دعواهم ان الحمد لله ربّ العالمین). 
و بعضی گویند آیه مذكور دلالت بر اوقات نمازهای پنجگانه دارد زیرا (حین تمسون) بر نماز مغرب و عشاء (حین تصبحون) بر نماز صبح و عشاء بر نماز عصر و (حین تظهرون) بر نماز ظهر دلالت می‌نماید. 
و البتّه این تفسیر بهتر و با اوقات نماز كه وقت ذكر است مناسب‌تر به نظر می‌رسد.
و حمد و ستایش مخصوص ذات پاك او است در آسمان و زمین، و منزّه است به هنگام عصر، و هنگامی كه وارد ظهر می‌شوید (و له الحمد فی السموات و الارض و عشیاًَ و حین تظهرون). 
به این ترتیب در این دو آیه چهار وقت برای تسبیح پروردگار بیان شده: آغاز شب (حین تمسون). 
طلوع صبح «و حین تصبحون». 
عصر‌گاهان (و عشیا). 
و به هنگام زوال ظهر (و حین تظهرون).
امّا حمد از نظر مكان تعمیم یافته و پهنه آسمان و زمین را شامل شده است. 
ذكر این چهار وقت در آیات فوق ممكن است كنایه از دوام و همیشگی تسبیح باشد، چنان كه در فارسی می‌گوییم هر صبح و شام از فلان كس مراقبت كن (یعنی همیشه و در هر زمان). 
این احتمال نیز از ناحیه‌ بعضی از مفسران اظهار شده است كه اوقات چهارگانه فوق اشاره به وقتهای نماز است، ولی این سؤال را پاسخ نگفته‌اند كه چرا به جای پنج وقت تنها از چهار وقت سخن گفته است (و از وقت عشا سخنی به میان نیامده). 
ولی ممكن است پاسخ داده شود كه چون وقت نماز مغرب و عشاء نسبتاً به هم نزدیك است، و فاصله میان آن دو در حدود یك الی یكساعت و نیم می‌باشد هر دو یكجا آمده است، در حالی كه فاصله وقت فضیلت ظهر و عصر نسبتاً زیاد و چند ساعت است. 
امّا اگر تسبیح و حمد را به معنی وسیع كلمه در آیات فوق بگیریم محدود به نمازهای پنجگانه نخواهد شد، هر چند این نمازها از مصداقهای روشن آن است. 
در تفسیر المیزان آمده: 
از این حمد و تسبیح چند نكته به دست می‌آید: اوّل این كه تسبیح و تحمید در آیه شریفه انشائی، و از ناحیه خود خدای تعالی است، نه این كه بخواهد خبر دهد از تسبیح تحمید دیگران، و یا برای دیگران انشاء كرده باشد، تا معنا (قولوا سبحان الله، و قولوا الحمد الله) (خدا را تسبیح و تحمید كنید) باشد. 
ـ و این اوّلین بار نیست كه خدا خود را تسبیح و تحمید گفته، بلكه در كلام مجیدش مكرر آمده. 
ـ نكته دوم این كه مراد به تسبیح و تحمید معنای مطلق آن است، نه نمازهای واجب روزانه، كه بیشتر مفسرین كه كلمه (بگوییم) را در تقدیر گرفته‌اند پنداشته‌اند و گفته‌اند معنای آیه این است كه بگویید «سبحان الله و الحمد لله». 
ـ صبح و عصر مخصوص تسبیح و سماوات و ارض و ظهر و شب مخصوص حمد شود. بلكه همه این اوقات مخصوص تسبیح، و همه مكانهای مخصوص حمد است.